منهاج سراج
345
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
و ليكن گندهپيرانند و طفلان * شفاعت مىكند بخت جوانم ببخشيدم بديشان جان ايشان * كه بادا جان شان پيوند جانم [ ( 1 ) ] و بفرمود : كه بقيهء اهل غزنين را ببخشيدم ، از مجلس برخاست و بحمام رفت و روز هشتم بامداد با تمامت حشم غور و ملوك بر سر روضهء برادران خود آمد ، جامهء عزا پوشيد [ ه ] با جمله لشكر ، و هفت شبانه روز ديگر بر سر آن روضها تعزيت داشت و ختم قرآن ( كرد ) و صدقات داد ، و صندوقهاء برادران در مهدها نهاد ، و از غزنين رخت بر بست و بلاد داور بست ، كوچ كرد [ ( 2 ) ] و چون به شهر بست رسيد قصور و عمارت محمودى را كه در آفاق مثل آن نبود تمام خراب كرد [ و كل ولايت كه به محموديان مضاف بود ، جمله را خراب كرد و ويران گردانيد ] و بغور باز آمد و مراقد برادران در جوار اسلاف خود دفن كرد ، و از غزنين فرموده بود : تا چندين از سادات را بقصاص سيد مجد الدين موسوى كه وزير سلطان سورى بود ، و او را با سلطان سورى در يك طاق غزنين آويخته بودند ، به خدمت سلطان آوردند ، و جوالها از خاك غزنين پر كرد [ ند ] و بر گردن ايشان آويخته [ ( 3 ) ] و با خود به حضرت فيروز كوه آورد ، و چون به فيروزكوه رسيد ، آن سادات را بكشت و خون ايشان با آن خاك غزنين كه آورده بود برآميخته [ ( 4 ) ] و از آن خاك بر كوههاى فيروزكوه چند برج ساخت ، چنانچه تا بدين عهد آن بروج [ ( 5 ) ] باقى بود ، عفى اللّه عنه . چون اين چنين انتقامى بكرد ، و به حضرت باز آمد و خواست تا بعشرت و نشاط مشغول گردد و مطربان را ، و ندما [ ( 6 ) ] را جمع كرد ، و روى بنشاط آورد اين قطعه بگفت ، و مطربان را بفرمود ، تا در عمل مزامير آوردند و بساختند و بگفتند .
--> [ ( 1 ) ] محمد عوفى در لباب الالباب ج 1 ص 38 اين ابيات را باختلاف ذيل نوشته : در بيت اول مصراع اول مانند مط . بيت دوم مصراع دوم : اجل ياريگر نوك سنانم . بيت سوم : كه بادا موجزن گرد سپاهم * كه باقى باد ملك خاندانم . بيت چهارم : همه عالم بگردم چون سكندر الخ . بيت پنجم : چو بر گلگون دولت برنشينم الخ . بيت ششم : بدان بودم كه هم از اوج غزنين * بتيغ تيز جوى خون برانم . بيت هفتم : و ليكن الخ : بيت هشتم مانند متن [ ( 2 ) ] مط و پ : و از غزنين بر سمت بلاد داور و بست كوچ كرد [ ( 3 ) ] مط : ايشان نهاد و با خود [ ( 4 ) ] مط : برآميخت [ ( 5 ) ] مط : برجها [ ( 6 ) ] مط : و نديمان را